بنويس شهيد ....

بنويس شهيد و بعد برو سر خط

همانجا که نخل هايش بدون سر نماز مي گذارد و بيدهاي مجنونش به سمت شرجي افق در اهتزازند.

از اين سطر به آن سطر، از اين خط به آن خط، از اين خاکريز به آن خاکريز.

حالا ديگر اين همه شهيد را کلمه ها تشييع مي کنند.

اصلا اين خط آخر ندارد.

بدون معطلي بجاي نقطه اشک هايت را بگذار و برو...!

كربلاي جبهه ها يادش بخير!

آنگاه كه روح مشتاق آماده عروج الهى خود ميشود وبناى پياده شدن از مركب جسم خاكى را دارد، چشمان حقيقت بين او باز مي شود وحقايق ناپيدا به چشم سر را مشاهده ميكند، در اين حال كه زمان تنگ ميشود و حركت شدت ميابد شهيد قلم بر ميدارد تا چند خطى را بعنوان نشانه راهى كه آغاز كرده براى آنان كه بدنبال مى آيند بنويسد، كلام ماندگار، همان نشانه است تا ما راه را بشناسيم ودر آن قدم گذارده و ادامه دهيم. كلام ماندگار يا همان وصيت نامه، در حقيقت عصاره همه آن چيزهايى است كه در نگاه شهيد حقيقتند و اهميت دارند، و اعلام آن است كه او براى رسيدن به چه حقيقتى قدم در اين راه نهاده، پس كلام ماندگار راه و شمه ايى از بسيار است كه مهم تر از آن درنگاه شهيد يافت نمى شود.

شهيد در آخرت وحشت قبر ندارد، سؤال و جواب قبر ندارد (( قيل النبي(ص) ما بال الشهيد لايفتن في قبره، قال كفي بالبارقه فوق راسه فتنه)) از پيامبر سؤال شد.

چرا شهيد در شب قبر سؤال و جواب و آزمايش ندارد.

فرمودند: ايشان به همان شمشيرهاي بالاي سرش شهيد شد.

شهيد هول و هراس ها و معطلي هاي روز قيامت را ندارد و در بهشت جاي مخصوص دارد در حديثي از پيغمبر(ص) آمده است كه((يرفع الله المجاهد في سبيله علي غيره ماه درجه في الجنه ما بين كل درجتين كما بين السماء و الارض)) جهاد كننده در راه خدا صد درجه بالاتر از سائر اهل بهشت است كه هر دو درجه اي ازآن صد درجه فاصله اش ميان آسمان و زمين است.

در حديث ديگر از حضرت آمده است. ((كسل حسانت بني آدم تحصيهاالملائكه الاحسنات المجاهدين فانهم يعجزون عن علم ثوابها)) حسنات تمام بني آدم را ملائكه حساب مي كنند جز حسنات و پاداش مجاهدين در راه خدا را كه عاجزند از احاطه به او.

 پرستو ها چرا پرواز كرديد                                        جدايي را شما آغاز كرديد

بدون شرح

مردان مرد

ميدان جنگ ميداني بود كه به ضرس قاطع و بدون برو برگرد به مثابه دانشگاه عظيمي بود كه فارغ التحصيلان نام آوري داشت كه تعاليم و ارزشهاي آسماني خدا را زميني كرده و به منصة ظهور و بروز عيني و كاربردي رسانده بودند . مردان و زناني كه در زمين نام و نشاني از آنها نبود ، ولي در آسمانها هر كدامين شان صاحب نام و آدرس معيّن و مكان و جايگاه و نشان شده اي داشتند . "معروفون في السّماء و مجهولون في الارض" مردان و زنان آسماني كشور مقدس جمهوري اسلامي ايران را مي گويم . همانها كه موجبات نيكنامي و سرافرازي ايران و ايراني فراهم نمودند . همانها كه شاعري در وصف آنان سروده است :

 

بسا باشــد كه مردي آسماني           به جاني سرفرازد لشكري را

 

نهد جان در يكي تيرو رساند            به اوج نيكنامي كشــوري را

 

آري مردان طائفه ايراني از چنان تيره و تباري بودند « مردان مرد » . همانهايي كه امام شهيدان حضرت امام خميني (ره) از آنان به "كلمة طيّبه" ياد كرد « بسيج و بسيجي » همان ها كه ره صد ساله را يك شبه پيمودند . نوجوانان و جواناني كه جان دادن در راه دوست را به مسابقه مي گذاشتند و مصداق واقعي « فاستبقوالخيرات » بودند و مفهوم واقعي « السابقون السابقون اولئك المقرّبون » را به جان و دل نوشيدند و به فرمان مولا و فرمانده ارتش پيامبر اكرم (ص) : حضرت علي ابن ابي طالب (ع) از زمرة كساني بودند كه خواب در چشمان نازنينشان راه نداشت .  اِنَّ اخَ الحَربُ اَلاَرقْ  .

 

مردان آسماني سرزمين ما به عينه در يافته بودند كه شياطين زمان و دشمنان انقلاب اسلامي ايران به طمع تصرّف چند قطعه از خاك ايران به كشور ما تجاوز نكرده اند ، بلكه استراتژي واقعي و نهايي شان ، هدم نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بوده است . ايراني كه به سياست هاي شيطاني آنها «نه» گفته و حاضر نبوده همانند دورانهاي سياه پيش از انقلاب كه به مدت يك قرن تسليم سياست هاي شيطاني استكبار جهاني و در رأس آنها آمريكاي جهانخوار بوده است ، براي اوامر و نواهي آنها تره خورد نمايد .

 

ادامه نوشته

اهل بصیرت را با شهر کوران چه کار؟

ماه ها از پایان یافتن جنگ و بسته شدن باب جهاد فی سبیل الله گذشته است و برای بسیاری ، جنگ دیگر جز خاطره ای دور از یک دوران سپری هیچ نیست .

 

اما برای آن که قسمتی از وجود خویش را در جنگ نهاده است ، چگونه ممکن است که جنگ پایان یابد؟ برای آن که چشم هایش را در جنگ نهاده است ، دستش را ، پایش را ، دست هایش را ، پاهایش را و چه بسا چشم ها و دست ها و پاهایش را در جنگ نهاده است ، چگونه ممکن است که جنگ پایان یابد ؟

 

برای او جنگ ، خاطره دور از یک دوران سپری شده نیست ... باب جهاد را خداوند بر من و تو بسته است اما برای او ، همچنان مفتوح است ، چرا که چشمانش دیگر باز نگشته اند .

 

دلاوری دیگر ، پاهایش را نثارمجد و عظمت اسلام کرده است و اگر چه در دار بقاء ، آنجا که من و تو را پای رفتن نیست ، او پاهایش را در نزد خداوند خواهد یافت ، اما اینجا دار فناست و آنچه فنا شدنی است باز نمی گردد... و او هم در انتظار معجزه نیست و رضای خویش را در رضایت خداوند می داند . اگر چه جوان است و هنوز ازدواج نکرده است اما برای او جنگ تراژدی نا مطلوبی از یک دوران غم بار نیست ، خوزشید حیات بخشی است که هنوز در آسمان سینه اش روشن است.

 

شیطان می خواست که با قدرت سلاح بر جهان حکومت  یابد و مومنین، با گوشت و پوست و رگ و استخوان در برابرش ایستاده اند،  بمب ها و موشک هایش را به جان خریدند و در فضایی آکنده از بخارات مرگبار شیمیایی، از استقلال و شرف و عزت خویش دفاع کردند... و هرگز در برابر عمل خویش مزدی نخواستند. اما اکنون که علی الظاهر جنگ خاتمه یافته است، آیا باید در فراموشکده ها و غفلت کده های اذهان من و تو، در هیاهوی شهر گم شوند و...

 

ادامه نوشته

فضيلت شهادت

 

 حديث شهادت شنيدني است، حديث ديدار است، ديدار دوست آنها که هميشه در حضور حق اند و آنان که به ديدار يار رفته اند، گوش جانشان با حديث شهادت انسها دارد، حديث شهادت براي شهيدان شاهد نيست، براي نشستگان خائف است تا آنان با عشقي، آتشين تر به جهاد برخيزند و اينان از پيشروي بشوي ديار يار نهراسند و بر پرواز پروانگان کوي حق اندوهگين نباشند، پر کشيدن بسوي فرشتگان آسمان افسوس و آه ندارد، پوسيدن و با پليدان زمين زيستن غمبار و حسرت انگيز است.

 آمين

واژه های ایثار

 

شهيد يعني:«کشته شدن در راه خدا، آنکه به شهادت دست يافته در راه خدا، کشته بي قصاص، وديه است و جمع آن شهدا: کسي که در راه خدا و در راه خدمت به مدينه کشته شده باشد».

شهادت يعني: «خبر قطعي و مسلم/ گواهي، شهادت، گواهي دادن/ سوگند/ مرگ در راه خدا، شهادت در راه خدا/ گواهي پزشک درباره بيماري يا سلامتي کسي، گواهي قبولي در امتحانات مدارس و غيره، کارنامه» .

شهادت در اصطلاح جديد يعني گواهي نامه يا اجازه و تصديق. به نظر مي رسد با توجه به آنکه کسي که در راه خدا کشته مي شود به خود مقام شهادت مي رسد و به آن دست مي يابد و آن را درک مي کند. پس شهادت در حقيقت مفعولي است که شهيد فاعل آن است و به آن دست مي يابد، و آن را درک مي کند.

 

ارزش شهيد

شهيد عصاره تکامل و اوج مبارزه حق بر باطل در طول تاريخ مي باشد. شهيد سند روشن و قطعي، محکوميت طاغوت است. شهيد با قاطعيت خون خود به همه اختلافات و مناقشه ها پايان مي دهد.

خون شهيد گواه صحت و اصالت رسالت پيامبر اکرم (ص) و حقانيت امام علي (ع) و مظلوميت امام حسين (ع) است و خون شهيدان پيام سرخ انقلاب حسيني را در جهان نسل به نسل منتقل مي کند تا ظهور حجت ابن حسن العسکري که بوسيله آن حضرت ريشه هاي ظلم و جور از جهان کنده مي شود و عدل و حق در حکومت جهاني واحد استقرار پيدا مي کند.

اسلام کساني را که در راه خدا خدمت گذاري به دين خويش؛ جان بازي يا جان نثاري کنند صاحب منزلتي خاص مي داند. فرهنگ شهيد و شهادت يه عنوان يکي از عاليترين و زيباترين مفاهيمي است که ويژه قيامها و انقلابهاي مکتبي و الهي است.

                                                    براي شادي شهدا صلوات            

برای شادی روح شهدا صلوات

 

 

يادمان باشد....

اکنون پس از گذشت سالها از پيروزي انقلاب اسلامي و نيز هشت سال دوران دفاع مقدس، وقت آن فرا رسيده تا با پياده کردن اهداف مکتب اسلام خصوصاً با ترويج  فرهنگ شهادت در جامعه از اين ارزشها و ايثارگريها پاسداري نموده و در حفظ آنها کوشا باشيم، يادمان باشد اين ارزشها و اين عزت و سربلندي که امروزه نصيب ملت ايران گشته به آساني بدست نيامده. لازم است تهديدها و موانع به شکل بنيادين نه به صورت سطحي و گذرا و مقطعي، شناسايي گرديده و ضمن حذف آنها به راهکارهاي اجرايي بينديشيم و درصدد تحقق آنها باشيم.

 

                               به ياد شير دلان عرصه پيكار

دفاع مقدس

دفاع مقدس نقطه عطفي در تاريخ انقلاب اسلامي است بر کسي پوشيده نيست که دفاع مقدس درس ايستادگي و آزادگي را براي همه مبارزين در اقصي نقاط جهان مشق کرد.

 

اگر آن روز که حسين بن علي (ع) قيام کرد و حنظله ها به اشتياق شهادت در رکاب مولاي خويش قرار از دست دادند، در دوران دفاع مقدس نيز که بيش از ۱۴۰۰ سال از آن مي گذشت، بودند شهيداني همچون کزازي ها، توسليها، فهميده ها و ... که رفتاري از خود بروز دادند که تداعي کننده قيام عاشورا بود

 

            

کيست که شب هاي دو کوهه، فاو، مجنون و ... را فراموش کرده باشد. نماز شب هايي که ملائکه هم بر آن غبطه مي خوردند. مگر مي توان آن نماز شب هاي ميدان صبحگاه دوکوهه که همچون نماز هاي يوميه مملو از جماعت عاشقي بود که بدون هيچ تعلقي تنها به تکليف خويش مي انديشيدند را فراموش کرد. هيچگاه بوي ريا از چنين نماز هايي برنمي آمد و اين فريضه مستحبي که شکل جماعت به خود گرفته بود با هدف کسب امتياز و يا گرفتن مسئوليت در فلان لشکر، تيپ، گردان و ... ادا نمي شد. فرمانده در کنار فرمانبر با چفيه اي بر صورت، عاشقانه در مقابل خداي خويش ايستاده بود و با تضرع از او استمداد مي طلبيد که ياور او در ميدان رزم با دشمن زبون و هواي نفس با دشمن درون باشد. امروز اگر طالب آن هستيم در مقابل مشکلات، جوانمردانه بايستيم ضرورتاً بايد آن فرهنگ را بار ديگر در جامعه زنده کنيم.چه انگيزه اي وجود داشت که با چنان تحريم هايي توانستيم ۸ سال مقاومت کنيم و با افتخار آفريني پيروز اين ميدان شويم ولي امروز در اوج اقتدار و توانمندي ، برخي از افراد اميد خويش را از دست داده و امتياز دادن به اروپا و آمريکا در مسأله هسته اي را ترجيح به ادامه اين حق قانوني ملت ايران مي دهند. دوران ۸ ساله دفاع مقدس همچون آينه اي پيش روي ماست و اگر آن را مبناي رفتار خويش قرار دهيم در هر عرصه اي پيروز خواهيم بود و اگر غفلت کنيم بايد طعم تلخ شکست را بچشيم که در اين صورت، هم بايد پاسخگوي شهدا که چنين آينه اي را فرا روي ما قرار دادند، باشيم و هم براي تقصيرهاي خود به آيندگان پاسخ دهيم.

 

 

                                          خدايا ما را مديون شهدا قرار نده...................آمين