مناجات شهید
اي مقتدر و اي تواناي دانا
اي زاهدان را معين، اي سالکان را مونس، اي عارفان را ياور، و اي عاشقان را معشوق، اگر کسي نداند، تو خوب ميداني، اگر کسي نبيند، تو خوب ميداني، اگر کسي نشنود، تو خوب ميشنوي که قلبم، روحم، جانم، زبانم، چشمم و گوشم، و تمام اعضاي وجودم را نثار کسي خواهم کرد که همه جن و انس، افلاکيان و خاکيان، سالکان و عارفان و زاهدان و عاشقان همه و همه در رسيدن به يک لحظه وصل او خواب و راحتي را براي خود حرام نموده و لسانشان را به ذکرش مأمور کرده و قلبشان را به حب او اطمينان بخشيدهاند، او کيست؟! جز مولاي اعظم، سيداکرم، هادي اعلم، حضرت غفار و ستار، رزاق و علام، رب الارباب الله جل جلال و عم لواله و عظم شانه.مگر کسي جز او لياقت اين صفات را دارد؟
که بشر فداي او شود کسي که انبياء فداي او شدند.کسي که رسول خاتم (ص) و اهل بيتش، همچون سيدالشهداء قرباني براي او شدن و راه او را به زندگي در زير استبداد ترجيح دادند.
پس اسماعيل قربان نشد، تا تاريخ تنها حسين (ع) را در کنار اکبر (ع) سراغ داشته باشد، آتش ابراهيم را نسوزاند، طناب دار عيسي را نشناخت تا تنها پيکر سيدالنبي، امام مجتبي بعد از شهادت تيرباران شود. کسي به يعقوب سنگ نزد، کسي خاکستر بر سر موسي نريخت، کسي شکمبه شتر را در حال عبادت بر گردن عيسي نيانداخت تا تنها پيامبر خاتم بگويد:«هيچ پيغمبري به اندازه من در امر رسالت اذيت و آزار نشد»، هيچ فرزند پيغمبري براي برپائي آئين جدش جان خود و جوان خود را فدا نکرد و اهلبيت خود را در چنگال دشمنان به اسارت نيانداخت تا تنها حسين (ع) مصباح الهدي و سفينهالنجاه شود.
بسوزان هر طريقي ميپسندي
که آتش از تو و خاکستر از من
بکش چون صيد در خونم بغلتان
تماشا کردن از تو، پرپر از من